نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





عشق

 از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.

  

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.

 

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.

 

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .

 

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن میسوزد

 

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.

 

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.

 

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.

 

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

 

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.

 

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد

 

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد میشود.

 

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر میگذارد

     

از خود عشق پرسیدم عشق چیست؟ گفت فقط یک نگاه

 

 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:59 | |







کاش بچه بودیم

 کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم... 


اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم... 

کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود... 

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند... 

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم... 

کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود... 

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد... 

و دلخوش کرده ایم که سکوت کرده ایم... 

سکوت پُر، بهتر از فریادِ تو خالیست... 

سکوتی را که یک نفر بفهمد، 

بهتر از هزار فریادی است که هیچکس نفهمد... 

سکوتی که سرشار از ناگفته هاست... 

ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد...

دنیا را ببین... 

بچه بودیم از آسمان باران می آمد، 

بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید 

بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن، 

بزرگ شدیم هیچکی نمی بینه... 

بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم، 

بزرگ شدیم تو خلوت... 

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست، 

بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه... 

بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم، 

بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی... 

بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم... 

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن، 

بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که 

اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه... 

کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم...

بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم یک ساعت بعد از یادمون میرفت، 

بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم... 

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم، 

بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه... 

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون، داشتن کوچکترین چیز بود، 

بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون، داشتن بزرگترین چیزه... 

بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود، 

بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم... 

بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترهارو درمی آوردیم، 

بزرگ که شدیم همش تو خیالمون برمی گردیم به بچگی... 

بچه بودیم درددل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند، 

بزرگ شده ایم درددل را به صد زبان به کسی می گوییم... 

هیچکس نمی فهمد... 

بچه بودیم دوستیامون تا نداشت، 

بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره... 

بچه که بودیم بچه بودیم، 

بزرگ که شدیم، بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچه هم نیستیم... 

ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم و همیشه بچه بودیم.......


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:58 | |







مادر

 مادرم کجایی که دلم هوایی لالاهیایت کرده

مادرم کجایی که دلم هوایی مهربانی هایت کرده

مادرم کجایی که دلم هوایی دلواپسی هایت کرده

مادرم کجایی که دلم هوایی هم نوایی هایت کرده

مادرم کجایی که دلم خیلی خسته است ز زمونه

مادرم کجایی که دلم تنگ تنهایی هایت کرده

مادرم بهترین غم گسا ر زندگی ام

مادرم بهترین معنای زندگی ام

مادرم مادرم مادرم مادرم


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:58 | |







رد قلب

 پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و… خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید…

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و … دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ..

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!
حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! … اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین …


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:58 | |







فداکاری مادر (داستانی کوتاه )

 مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود،اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت. یک روز اومده بود  دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره ،خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟ به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا   از اونجا دور شدم . روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره ! فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم .  کاش زمین دهن وا میکرد و منو ...  کاش مادرم  یه جوری گم و گ ...  میشد، کاش … روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟ اون هیچ جوابی نداد.... حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم . احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت ،دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم ،اونجا ازدواج کردم ،واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی… از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم ،تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من ،اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو . وقتی ایستاده بود دم در  بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا  ، اونم  بی خبر . سرش داد زدم  “: چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!”  گم شو از اینجا! همین حالا. اون به آرامی جواب داد : ” اوه   خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم ” و بعد فورا رفت واز نظر  ناپدید شد . یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه . ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم . بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .همسایه ها گفتن که اون مرده .ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم . اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدنای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور   اومدم و بچه ها تو ترسوندم . خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا. ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم . وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم .آخه میدونی … وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی . به عنوان یک مادر نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم .بنابراین چشم خودم رو دادم به تو .برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم  به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه با همه عشق و علاقه و حقیقت وجود من به تو...


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:57 | |







 منتظر یک اتفاق فوق العاده عجیب در 16 خرداد باشید!! + عکس

منتظر یک اتفاق فوق العاده عجیب در 16 خرداد باشید!! + عکس

بالاخره پس از مدتها شرکت پپسی توانست...

 

 

 

بالاخره پس از مدتها شرکت پپسی توانست طرح تبلیغاتی خود برای تاباندن لوگوی پپسی بر روی کره ماه که با مخالفت سازمان محیط زیست ملل متحد یو.اِن.ئی.پی مواجه بود را به مرحله ی اجرا برساند. بر اساس این برنامه اولین پروژه ی آزمایشی تابش نور بر سطح کره ی ماه در تاریخ 5 ژوئن 2012 (16 خرداد 91) در منطقه خاورمیانه که شرایط مناسب تری را برای انجام این کار دارا میباشد انجام خواهد شد.
 زمان دقیق این پدیده غیرطبیعی و جالب شامگاه شانزدهم خرداد 91 به وقت ایران در ساعت 23:30 دقیقه است که در سرتاسر ایران نیز به صورت کامل قابل رویت خواهد بود بطوریکه مدت تابش احتمالا تنها حدود 15 دقیقه به طول خواهد انجامید.

 

 

 

 

 


در صورت موفقیت کامل پروژه، این طرح تبلیغاتی به صورت رسمی در نقاط دیگر جهان توسط شرکت پپسی و احتمالا دیگر غول های عرصه ی تجارت جهانی اجرا خواهد شد.

 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:57 | |







مهمترین اخبار امروز

 

حمله شدید مطهری به عملکرد مشایی و احمدی​نژاد

حمله شدید مطهری به عملکرد مشایی و احمدی​نژاد
علی مطهری در نطق امروز خود هم به مشایی و احمدی​نژاد انتقاد کرد و هم از جمعیت ایثارگران که بیشترین نقش را در تفرقه اصولگرایان در ایام انتخابات داشت .

به گزارش خبرآنلاین، گزیده اظهارات وی از این قرار است :
 
 باید دو عنصر جهاد و امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه زنده نگه داریم که باعث پیروزی انقلاب ما شد.
  از تلاش نمایندگان در تصویب بودجه 91 تشکر می​کنم. گرچه تاخیر دولت منجر به تضییع حقوق مردم شد و مجلس فرصت ممانعت از رفع تبعیض​ها در جدول 12 را نیافت.
  از مردم تهران به دلیل رای قابل توجهی که به بنده دادن، متشکرم. این در حالی بود که در دو لیست اصولگرایان، از من حمایت نشده بود. این نشان می​دهد که دیگر در پشت درهای بسته نمی​توان برای مردم تصمیم گرفت که زید باید وارد شود و عمر نباید راه یابد!  انتخابات مجلس نهم حائز نقاط قوت بسیاری بود اما از نقاط ضعف آن، دخالت سپاه پاسداران در برخی حوزه​ها از کاندیداهای مورد نظر خود بود که بسیاری از کاندیداها این مساله را تایید می​کنند. حال آنکه برخلاف توصیه امام (ره) بود.
در آستانه افتتاح مجلس نهم هستیم. با توجه به تعداد اندک اصلاح طلبان، فراکسیون اصلاح طلبان در آن مجلس نخواهیم داشت. زیر مجموعه اصولگرایان هم سه فراکسیون تشکیل خواهد شد. یکی فراکسیون «جمعیت ایثارگران» که بیشترین نقش در ایجاد تفرقه بین اصولگرایان قبل از انتخابات مجلس نهم را داشت و اکنون که به هدفش رسیده دم از وحدت می زند. یکی فراکسیون «پایداری» که به نسبت جمعیت ایثارگران صادق تر بود و فراکسیون اصولگرایان «معتدل و مستقل».
  وحدت فرمایشی پایدار نیست. سه بینش متمایز سیاسی میان اصولگرایان هست. چگونه می​توان گروهی که اصولگرایی را تا مرز تملق پایین آورده و هر انتقادی را ضدیت با نظام تلقی می​کنند با گروهی که دفاع از حقوق مردم حتی زندانیان را لازم می​داند، یکی دانست؟ برداشت آنها از ولی فقیه و امر به معروف یکی نیست.
  درباره ریاست مجلس نهم عوامل خارج از مجلس اصلا نباید دخالت کنند. از نمایندگان مجلس نهم می​خواهم به کسی رای دهند که به فلسفه اصلی وجود مجلس که جلوگیری از سرکشی دولت هاست اعتقاد داشته باشد و مجلس را سپر ولی فقیه کند نه ولی فقیه را سپر مجلس.
 در مساله حجاب که در اثر تشویق​های رئیس جمهور به بدحجابی به وضعیت اسف بار کنونی رسیده​ایم، آقایان مشایی و احمدی نژاد بگویند که به روش اسلامی معتقدند که تحریک جنسی در جامعه اسلامی را ممنوع می​داند یا روش غربی که مراکزی را هم برای این کار قائل می​شوند؟
  اکنون مصداق شعر حافظ هستیم که «یک دست به مصحفیم و یک دست به جام/ گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام». آقایان مشایی و احمدی نژاد زیرکانه کار رابه اینجا رسانده​اند که تحریک جنسی را آزاد و موجب پدید آوردن عقده های روانی در جوانان شدند و به فکر کاباره​های شبانه هم باشند! حال آنکه در دوره اصلاحات اگر یک صدم وضع کنونی رخ می​داد، برخی به خیابان​ها می آمدند ولی اکنون که این پروژه در حال اجرا است، سکوت کرده​اند.
  به وزیر کشور اخطار می​کنیم اگر بار دیگر این بهانه را تکرار کند که «مشایی و احمدی​نژاد اجازه نمی​دهند» او را در مجلس نهم استیضاح می​کنیم. وزرا نمی​توانند خود را مسلوب الاراده بدانند و تحت تاثیر فشار از بالا کار بکنند.
 
علی مطهری متن کامل نطقش را در اختیار خبرآنلاین قرار داد که به قرار زیر است :
 
پیشاپیش سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر را به ملت ایران خصوصاً مجاهدان ارتش و سپاه اسلام تبریک می‌گویم. باید دو عنصر محرک در مکتب اسلام یعنی جهاد و امر به معروف و نهی از منکر را همیشه در خود و جامعه زنده نگاه داریم، چنان‌که احیای این دو عنصر بود که باعث به حرکت درآمدن جامعه ما و پیروزی انقلاب اسلامی گردید.
از تلاش خوب نمایندگان محترم در تصویب بودجه سال 91 تشکر می‌کنم. اگرچه تأخیر زیاد دولت در ارائه لایحه بودجه موجب ضایع شدن حقوق مردم گردید و مجلس فرصت رسیدگی به مواردی مانند جدول 12 و رفع تبعیض‌ها را پیدا نکرد.
 از مردم هوشیار و موقع‌شناس تهران، ری، اسلامشهر، شمیرانات که توطئه حذف اینجانب در انتخابات مجلس نهم را ناکام گذاشتند و علی‌رغم آن‌که نام اینجانب در هیچ یک از دو فهرست مشهور نبود، رأی قابل توجهی به این بنده دادند، سپاسگزارم. این امر نشان می‌دهد که رشد اجتماعی و سیاسی مردم ما به برکت تمرین مردم‌سالاری در طول 33 سال گذشته به حدی رسیده است که دیگر نمی‌توان در پشت درهای بسته برای آنها تصمیم گرفت که زید باید وارد مجلس شود و عمر وارد نشود!، بلکه فشار افکارعمومی اجازه این گستاخی را به دوستان نادان انقلاب نمی‌دهد.
از نقاط ضعف انتخابات مجلس نهم با همه شکوهی که داشت، دخالت سپاه پاسداران در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه به صورت حمایت جدی از کاندیداهای موردنظر خود بود. بسیاری از کاندیداها، چه آنها که رأی آوردند و چه آنها که رأی نیاوردند، این واقعیت را تأیید می‌کنند. این امر آفتی برای سپاه و برای آینده انقلاب اسلامی و مخالف توصیه معروف امام(ره) است. وظیفه پاسداری از آرمان‌های انقلاب اسلامی که در اساسنامه سپاه آمده، به معنی دخالت در سیاست نیست بلکه به معنی مبارزه با گروه‌های مسلحی مانند مجاهدین خلق، فرقان و پژاک است که قیام مسلحانه کردند.
در آستانه افتتاح مجلس نهم هستیم. روشن است که با توجه به تعداد بسیار اندک اصلاح‌طلبان در مجلس نهم، فراکسیون اصلاح‌طلبان در آن مجلس نخواهیم داشت. بلکه فقط یک فراکسیون اصلی به نام فراکسیون اصولگرایان خواهیم داشت که در زیرمجموعه خود لااقل سه فراکسیون را شامل خواهد شد. یکی فراکسیون جمعیت ایثارگران که این جمعیت بیشترین نقش را در آستانه انتخابات در ایجاد تفرقه بین اصولگرایان داشت و اکنون که به مقصود رسیده‌اند، دم از وحدت می‌زنند. دوم فراکسیون جبهه پایداری که به نظر من صداقت بیشتری در مقایسه با دسته اول دارند و سوم فراکسیون اصولگرایان مستقل و معتدل.
کسانی که دم از وحدت میان اصولگرایان می‌زنند باید بدانند که وحدت همواره باید حاکی از واقعیت خارجی باشد والا وحدت مصنوعی و فرمایشی پایدار نیست. آن‌چه که واقعیت را تشکیل می‌دهد، این است که درون‌ اصولگرایان سه بنیش متمایز سیاسی و اجتماعی وجود دارد که طبعاً در رفتار آنها مؤثر است. در واقع اصولگرایان یک جبهه را تشکیل می‌دهند و نمی‌توان آن را به یک حزب تنزل داد. چگونه می‌توان گروهی را که اصولگرایی را تا مرز تملق و چاپلوسی پایین آورده‌اند و هرگونه انتقاد از حکومت و دفاع از حقق مردم را خیانت به نظام تلقی می‌کنند با گروهی که حتی دفاع از حقوق زندانیان سیاسی را وظیفه خود و ناشی از اصولگرایی می‌دانند، یکی دانست؟! برداشت اصولگرایان از مبانی و اصول مانند ولایت فقیه، آزادی بیان، نوع برخورد با امور فرهنگی و اصل امر به معروف و نهی از منکر یکسان نیست. لذا ضروری‌ترین کار برای اصولگرایان پیدا کردن برداشت واحد از مبانی و اصول فکری است.
اما درباره ریاست مجلس نهم که این روزها تکاپوی زیادی برای آن می‌شود، اولاً عوامل خارج از مجلس نباید در این موضوع دخالت داشته باشند. ثانیا به منتخبان مجلس نهم پیشنهاد می‌کنم به کسی رأی بدهید که اقتدار مجلس به عنوان مظهر اراده مردم برای او موضوعیت داشته باشد. به کسی رأی دهید که به فلسفه اصلی وجود مجلس که همانا جلوگیری از سرکشی دولت‌هاست اعتقاد داشته باشد و به کسی رأی دهید که نگوید تعامل با دولت به این معنی است که اگر دولت تخلف کرد و کوتاه نیامد، ما کوتاه می‌آییم و به بهانه رفع تنش، اصولی را زیرپا بگذارد!
مسئله دیگر موضوع عفاف و حجاب است، که در اثر تشویق و ترغیب‌های پیدا و پنهان آقای رئیس‌جمهور به بدحجابی و بی‌حجابی، اکنون به وضع اسف‌باری رسیده است. آقایان مشایی و احمدی‌نژاد صریحاً پاسخ بگویند که در مسئله پوشش آیا روش اسلام را قبول دارند که می‌گوید هرگونه تحریک جنسی در سطح جامعه ممنوع است و التذاذات جنسی منحصر به کادر خانواده است، یا روش غربی را قبول دارند که می‌گوید هرگونه تحریک جنسی در سطح جامعه آزاد است و برای آن‌که عقده‌های روانی پدید نیاید، اماکن ویژه ارضاء غریزه جنسی نیز برقرار است. ما نمی‌توانیم روش بینابینی را عمل کنیم که نه اسلام است و نه غرب، و به تعبیر دیگر، هم اسلام است و هم غرب و اکنون ما مصداق این شعره حافظ شده‌ایم که: «یک دست به مصحفیم و یک دست به جام/ گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام»
آقایان مشائی و احمدی‌نژاد که زیرکانه وضعیت پوشش اسلامی در جامعه را به اینجا رسانده‌اند که پوشش استاندارد شلوار و مانتوی آزاد تا زانو را تبدیل به وضعیت فعلی کرده‌اند و در واقع تحریک جنسی را آزاد فرموده‌اند و موجب پدید آمدن عقده‌های روانی در جوانان ما شده‌اند، پس به فکر بخش دوم کار خود یعنی ارضای جوانان از طریق تأسیس کاباره‌ها و کلوپ‌های شبانه نیز باشند، شاید آن زمان روحانیت ما و مردم متدین و حزب‌اللهی ما که در دوره اصلاحات با یک‌صدم وضعیت فعلی کفن‌پوش به خیابان می‌ریختند احساس مسئولیت کنند و اقدامی نمایند.
اگر بخواهند حجاب را از بین ببرند با «اللهم عجل لولیک الفرج» و با چهره‌های دینی و حزب‌اللهی از بین می‌برند و اکنون این پروژه در حال اجراست. در اینجا تعلل وزیر کشور در اجرای قانون عفاف و حجاب و کوتاهی و سستی کمیسیون فرهنگی مجلس قابل گذشت نیست. به وزیر کشور اخطار می‌کنیم اگر همچنان تعلل ورزد و یکبار دیگر این بهانه را تکرار کند که مشایی و احمدی‌نژاد اجازه نمی‌دهند؛ او را در مجلس نهم استیضاح می‌کنیم. معنی ندارد که وزرا بگویند تحت فشار از بالا هستیم. یکی می‌گوید مرتضوی، فردی که چند پرونده قضایی دارد، به من تحمیل شده و کاری از من بر نمی‌آید. وزیر ارشاد هم که درباره فیلم‌های سینمایی و اسامی لاتین و غیره خود را مسلوب الاراده می‌داند. ما وزرای منفعل و بی‌اراده نمی‌خواهیم.
در مورد مسئله بحرین هم به عربستان هشدار می‌دهیم که اشتباه صدام را تکرار نکند. درباره حکومت و آینده بحرین مردم این کشور باید تصمیم بگیرند نه هیچ عامل خارجی. در موضوع نام خلیج‌فارس نیز اصرار ما بر نام خلیج‌فارس به دلیل دفاع از اسناد تاریخی است نه ناشی از تعصب نژادی. مسئله، اختلاف عرب و عجم نیست، آن‌چنان‌که عرب‌ها که ید طولایی در تعصب نژادی دارند جلوه داده اند، بلکه ما می‌گوییم آنچه که در اسناد مسلم و موثق تاریخی ثبت شده باید ملاک واقع شود.
 
گفتنی است حمیدرسایی در تذکری، اتهام علی مطهری به سپاه پاسداران را غیر واقعی خواند و گفت اگر هم کسی چنین دخالتی کرده ربطی به کلیت سپاه ندارد.

انتقاد از تصویر غیر واقعی استقبال از احمدی‌نژاد + عکس

 

انتقاد از تصویر غیر واقعی استقبال از احمدی‌نژاد + عکس
 
عباس سلیمی نمین با بیان اینکه تلاش‌های دولت برای اینکه کارهایش را در معرض دید قرار بدهد و بزرگنمایی کند امری مرسوم است تصریح کرد: چیزی که قابل تامل است برخی اقدامات خاص در جریان صدمین سفر استانی رئیس جمهور است.

 
خبر آنلاین:عباس سلیمی نمین گفت: بررسی‌هایم نشان می‌هد که خبرنگار محترم رسانه ملی تصاویری را از سفر قبلی آقای احمدی نژاد عاریت گرفته است تا نمای دیگری را ارائه دهد.

عباس سلیمی نمین با بیان اینکه تلاش‌های دولت برای اینکه کارهایش را در معرض دید قرار بدهد و بزرگنمایی کند امری مرسوم است تصریح کرد: چیزی که قابل تامل است برخی اقدامات خاص در جریان صدمین سفر استانی رئیس جمهور است.

وی افزود: طی چند روز اخیر تماس‌های زیادی از سوی دانشجویان و چهره‌های سیاسی مشهد داشته‌ام که روی سخنشان با صدا و سیما بوده که «خودمان در محل سخنرانی رئیس جمهور در مشهد حضور داشته‌ایم ولی جمعیتی که تلویزیون از حضور مردم در صحن جامع رضوی نمایش داد با واقعیت منطبق نیست.»



وی افزود: بررسی‌هایم نشان می‌هد که خبرنگار محترم رسانه ملی تصاویری را از سفر قبلی آقای احمدی نژاد عاریت گرفته است تا نمای دیگری را ارائه دهد.

عباس سلیمی نمین با تاکید بر اینکه رسانه‌ها باید نبض جامعه را نشان دهند تصریح کرد: رسانه‌ها وظیفه دارند اگر رئیس جمهور کار درستی انجام داد نشان دهند چه واکنشی ایجاد شده و مردم چه استقبالی از این کار درست می‌کنند و اگر هم دولت کار ناصحیح و خلافی انجام داد مردم چه موضعی می‌گیرند.

وی با اشاره به اینکه در کشور ما بر خلاف بسیاری از کشورها سنجشی از آرای عمومی درباره مواضع مسئولان دولتی نداریم اظهار داشت: رسانه‌ها در بسیاری از کشورها بلافاصله در مقابل هر موضع گیری مسئولان نبض جامعه را بررسی می‌کنند که به چه میزان رئیس جمهور و یا نخست وزیر افزایش و کاهش محبوبیت داشت ولی در کشور ما چنین مکانیزیمی که مشخص شود فلان اقدام به محبویبت رئیس جمهور افزوده و یا محبوبیت او را کاهش داده وجود ندارد.

عباس سلیمی نمین تصریح کرد: وقتی رسانه وظیفه خودش را به درستی انجام دهد مسئولین استنباط صحیحی از میزان موفقیت، محبوبیت و گلایه‌های مردم از مواضع آنها پیدا می‌کنند.

وی با تاکید بر اینکه «بخشودنی نیست» که رسانه ملی تصویری غیرواقعی از استقبال مردم از رئیس جمهور را نشان دهد خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما گفت: از آقای ضرغامی درخواست دارم با خبرنگاری که این کار را کرده برخورد شدید اداری شود چون این کار اعتماد به رسانه ملی را کاهش می‌دهد.

وی افزود: رسانه ملی نباید دستخوش چنین مسائلی باشد چرا که بالاترین جایگاه رسانه‌ای کشور در دستان رسانه ملی است و قطعا اعتماد مردم باید به او در بالاترین حد باشد.

سلیمی نمین با اشاره به اینکه «آقای احمدی نژاد در سال‌های اخیر مواضعی داشته‌اند و از یک جریان مساله دار و انحرافی حمایت می‌کنند که مردم نمی پسندند» تصریح کرد: باید واکنش مردم به ایشان و دیگران مشخص باشد.

سلیمی نمین افزود: اینکه افرادی به هر دلیلی در انعکاس موضوعاتی همچون استقبال از رئیس جمهو در مشهد دخالت کند تبعات منفی دارد و می‌تواند سنت شود و نتیجه آن اصلا خوب نیست.

وی گفت: اگر مسئولی بفهمد جامعه چه واکنشی نسبت به اقدامات و تصمیم گیری‌های او دارد می‌تواند خود را اصلاح کند.

سلیمی نمین با اشاره به اقدام انجام شده از سوی رسانه ملی افزود: اگر دلسوز هم هستیم و گرایش به یک مسئول اجرایی داریم باید واقعیت را منعکس کنیم تا او واقعیت‌ها را از جامعه بپذیرد.

وی از رئیس سازمان صدا و سیما خواست: مدیریت رسانه ملی تحقیقی جدی کند و اگر چنین موضوعی صورت گرفته و مغایرتی میان استقبال کنندگان با آنچه روی آنتن فرستاده شده وجود دارد به ملت توضیح بدهد.


مهدی هاشمی به ایران باز می گردد؟

 

مهدی هاشمی به ایران باز می گردد؟
 
مهدی هاشمی رفسنجانی نام غریبه ای نیست. فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی که بعد از ماجراهای انتخابات ریاست جمهوری بارها و بارها نام وی به عنوان یکی از متهمین آن ماجراها از سوی محافل رسمی کشور اعلام شد.

شفاف: مهدی هاشمی رفسنجانی نام غریبه ای نیست. فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی که بعد از ماجراهای انتخابات ریاست جمهوری بارها و بارها نام وی به عنوان یکی از متهمین آن ماجراها از سوی محافل رسمی کشور اعلام شد. در تمام این حدود یک سال و نیم پس از صدور حکم جلب، اخبار متعددی درباره ی مهدی هاشمی منتشر شد تا یکشنبه 17 اردیبهشت که خبری روی سایت ها قرار گرفت با مضمون محاکمه مهدی هاشمی.

 اما جمعه 22 اردیبهشت خبری به صورت محدود و پیامکی ارسال می شد که حامل خبر به تعویق افتادن جلسه دادگاه مهدی هاشمی بود. به این دلیل بد ندیدیم تا نیم نگاهی به اتفاقات حول و حوش مهدی هاشمی از زمان خروج یعنی شهریور 1388 تا امروز بیاندازیم.
 
مهدی هاشمی از کشور خارج شد! این عنوانی بود که در شهریور 88 بسیاری را متعجب کرد. کسی که در حوادث سال 88 جزء متهمان ردیف اول محسوب می شد و اتهاماتی بسیار جدی از جانب برخی دستگیر شدگان متوجه وی شده بود توانسته بود زمانی که بسیاری حتی رئیس جمهور سابق، سید محمد خاتمی، ممنوع الخروج شده بودند یا به هر نحو از خروج آن ها جلوگیری می شد، از کشور خارج شود. 

چند نکته بود که در این بین برای برخی جای تعجب داشت. مورد اول، خروج مهدی هاشمی در حالی بود که پیش از این بسیاری از اقشار جامعه خواستار دستگیری و رسیدگی به اتهامات وی بودند. زمانی که صدها نفر به جرایم مرتبط بازداشت شده بودند و دادگاهشان داشت برگزار می شد، چرا شخصی چون مهدی هاشمی که به عقیده ی برخی منتقدین، تحلیل گران و حتی بازداشت شدگان و همکاران سابق او، متهم به بزرگ ترین جرم ممکن در قانون اساسی یعنی براندازی شده بود، باید در دادگاه نباشد، دستگیر نشود و به راحتی از فرودگاه امام خمینی (ره) به لندن پرواز کند! 

دانشگاهی که دانشجو نداشت

توضیحی که در تمام این مدت از سوی آیت الله هاشمی رفسنجانی، خانواده ی مهدی هاشمی و نزدیکانش عنوان می شد، خروج وی برای سر و سامان دادن به شعب خارج از کشور دانشگاه آزاد اسلامی و تحصیل مهدی در مقطع دکترا در دانشگاه آکسفورد بود. پس از اتمام ریاست جاسبی و به ریاست رسیدن فرهاد دانشجو، وی اعلام کرد که دانشگاه آزاد اسلامی واحد آکسفورد لندن، نه دانشجویی داشته و نه فعالیتی علمی انجام می داده است و به همین دلیل تعطیل شد. بر اساس اخباری که بعد از اعلام تعطیلی این واحد دانشگاه آزاد اعلام شد، افرادی که در آن واحد بوده اند، با احتساب دانشجویان و اساتید، مجموعاً کم تر از 100 نفر می شده اند. پس این که مهدی هاشمی در حال مدیریت این واحد بوده است هم منتفی می شود. 

در زیر اتفاقاتی که از خرداد 88 تا اردیبهشت 91 در مورد پرونده ی مهدی هاشمی افتاده است از نظر گذرانده می شود. لازم به ذکر است به دلیل مشابهت پرونده خانم فائزه هاشمی، به صورت خلاصه بخشی از موارد مربوط به پرونده و محکومیت وی هم ذکر شده است: 

28 خرداد 1388: دانشجویان برای محاکمه و دستگیری خانم فائزه هاشمی و مهدی هاشمی در مقابل دادستانی استان تهران واقع در میدان 15 خرداد تجمع می کنند. 

26 تیر 1388: در همان نماز جمعه معروف به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی، مهدی هاشمی در نزدیک پرده تریبون نماز جمعه حاضر است.

3 شهریور 1388: در دادگاه متهمان اغتشاشات پس از انتخابات، حمزه کرمی و مسعود باستانی، مدیران سایت جمهوریت، علیه مهدی هاشمی اتهاماتی را مطرح می کنند که به دنبال آن بسیاری علیه مهدی هاشمی در روزهای بعد مصاحبه کرده و خواستار دستگیری و محاکمه ی وی می شوند. 

18 شهریور 1388: در حالی که بسیاری از سیاسیون درگیر در اتفاقات 88 ممنوع الخروج شده اند و علی رغم اتهامات موجود، مهدی هاشمی از کشور خارج شده و راهی لندن می شود. دلیلی که خانواده ی وی و آیت الله هاشمی رفسنجانی برای خروج از کشور عنوان می کنند، مدیریت دانشگاه های آزاد واحد خارج کشور و نیز ادامه ی تحصیل وی در مقطع دکترا است.

پیرو متهم شدن مهدی هاشمی در دادگاه و سپس خروجش از کشور، دفتر هیئت‌امنای دانشگاه آزاد به دفاع از مهدی هاشمی (رئیس این دفتر) پرداخت و با صدور اطلاعیه‌ای سفر وی را یك "مأموریت سازمانی " عنوان كرد.

دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد در این اطلاعیه خود تصریح كرد كه مهدی هاشمی رئیس دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد جهت بازدید و رسیدگی دفاتر و شعبات دانشگاه آزاد در خارج از كشور، چندین روز قبل از دادگاه مورخ 3 شهریور 88 به خارج از كشور عزیمت كرده و قطعاً بعد از اتمام "مأموریت سازمانی " خویش جهت پاسخگویی به مطالب كذب مطرح شده در دادگاه به كشور بازخواهد گشت.

28 بهمن 1388: مهدی هاشمی در نامه ای می نویسد: خبرگزاری فارس هر از چند گاهی به بهانه سفر تحصیلی اینجانب به خارج از كشور، آن را مستمسكی برای تكرار ادعاهای غیرقانونی برخی محكومین جریانات بعد از انتخابات در دادگاه قرار می‌دهد و لابد شخص، ارگان یا سازمان و مسئولین قضایی نیز به این سایت خبری به دلیل تكرار ادعاهای محكومین علیه اینجانب كه رهبری معظم انقلاب رسما در خطبه‌های نماز جمعه خود آن را بی‌اعتبار توصیف كردند، هیچ‌گونه اعتراض و یا بازخواستی نمی‌كند كه این گونه خود را در حاشیه امن آهنین می‌دانند؟!

همچنانكه كرارا اعلام شده است یك بار دیگر اعلام می‌كنم كه اینجانب برای ادامه تحصیل مقطع دكتری و رسیدگی به دفاتر و شعبات دانشگاه آزاد اسلامی در چندین شعب خارج از كشور به خارج سفر كرده‌ام و از حدود 5 ماه اقامت در خارج از كشور حدودا یك ماه، آن را در لندن به سر برده‌ام و مابقی این مدت در سایر كشورها در تردد و سركشی و ماموریت بوده‌ام و مانند یك شهروند عادی به دور از جنجال های ساختگی خبرگزاری فارس و سایر سایت‌های همسو و زنجیره‌ای به ادامه تحصیل در خارج از كشور ادامه می‌دهم.

پس از آغاز انتقاداتی که به سفر وی صورت گرفت، دفتر رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد در اطلاعیه ای اعلام کرد که "آقای مهدی هاشمی به‌عنوان رییس دفتر هیات امنا برای بازرسی از عملکرد این دفاتر به تعدادی از کشورهای که دارای شعبه دانشگاه ازاد می باشند مسافرت نموده‌اند."

روابط عمومی حوزه تحت اختیار مهدی هاشمی در ادامه ادعا کرد، سفر او "کوتاه مدت" خواهد بود.

با این حال جاسبی رئیس دانشگاه آزاد، در کنفرانسی خبری در دانشگاه آزاد واحد تبریز، هرگونه ارتباط سفر پسر آقای هاشمی با دانشگاه آزاد را رد کرد.

جاسبی گفت: بنده به آقای مهدی هاشمی ماموریت ندادم و وی از طرف مدیریت دانشگاه حکم نداشته و بنده نیز حکمی به ایشان ندادم.

وی البته درباره سکوت یک ساله مدیران دانشگاه آزاد درباره سفر مهدی هاشمی و اینکه چرا مجموعه تحت مدیریت او سفر مهدی هاشمی را کاری دانسته، توضیح نداد.

28 فروردین 1389: قوه ی قضائیه، پس از حدود 7 ماه از خروج مهدی هاشمی از ایران، حکم جلبش را صادر می کند.

 22 اردیبهشت 1389: فرشته هاشمی دختر عمو و همسر مهدی هاشمی و فواد و یاسین هاشمی در تاریخ 13 اردیبهشت ماه با پرواز ماهان ایران را به مقصد دبی ترك كردند. گفتنی است خانم فرشته هاشمی، در جریان ناآرامی های روز 12 مرداد سال 88، در اطراف میدان ونک دستگیر شده بود. البته‌ وی اندکی بعد و با وساطت های صورت گرفته آزاد شد.

15 آذر 1389: آیت الله هاشمی رفسنجانی: خیال مهدی از پرونده‌هایش راحت راحت است . من مطمئنم مهدی در این انتخابات در هیچ بخشی دخالت نداشت، "جز در مسئله كمیته صیانت از آرا ". مهدی نه پولی دارد و نه به كسی پول داد. گفتند: او پول داده تا افرادی در اغتشاشات شركت كنند، در حالی كه از این كارها بیزار است. ما در دانشگاه آزاد اسلامی شش واحد در خارج از كشور داریم كه همه آنها مشكل دارند. می‌بایست كسی می‌رفت و رسیدگی می‌كرد. از لندن شروع كردیم و به لبنان رفتیم كه باید توسعه پیدا كند. واحد دوبی مشكلات خاصی دارد. 

در زنگبار زمین دادند كه هنوز نتوانستیم شروع كنیم. در ارمنستان و تاجیكستان هم واحد داریم. باید رسیدگی می‌كرد كه رفت. دلش می‌خواهد بیاید و من می‌گویم اول كارهایت را تمام كن و انجام بده و بعد بیا. از این طرف هم مرتب تهمت می‌زنند كه او هم همیشه جواب می‌دهد.

13 دی 1389: حسین ابراهیمی رئیس هیأت داوران فراکسیون اصول گرایان: درصورت عدم بازگشت مهدی هاشمی به کشور اتهامات وی در دادگاه غیابی بررسی خواهد شد.

در صورت اثبات اتهامات وی حکم صادره از طرف دادگاه صالحه و قوه قضاییه از طریق پلیس اینترپل پیگیری می شود.ابراهیمی دستگیری مهدی هاشمی را طبق قوانین بین المللی امری بدیهی خواند و اظهار داشت: با شکست استراتژی اصلاح طلبان و بازگشت مهدی هاشمی به ایران وی طبق رأی دادگاه غیابی محاکمه خواهد شد.

22 آبان 1390: سید محمود علیزاده طباطبایی، وکیل فرزندان آیت الله هاشمی رفسنجانی: طی فعالیت انتخابات سال ۸۸ اسناد و مدارکی را در این رابطه در دفتر کارش ثبت کرده بودکه فقط خودش و شخص هاشمی از آن اطلاع داشتند،که قبل از اعلام نتایج قطعی آرا آن اسناد و اطلاعات را در دفتر کار خود منهدم کرد. وی با بیان اینکه مهدی خیلی اصرار دارد به ایران برگردد و به تمامی شبهات در زمینه پرونده خود به دادگاه پاسخ دهد، تصریح کرد: مهدی همچنان اصرار به بازگشت به ایران دارد، ولی هاشمی مصلحت نمی داند که وی در این برهه از زمان به ایران بازگردد.

26 فروردین 1391: به دستور فرهاد دانشجو، رئیس جدید دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه آزاد واحد لندن تعطیل شد.

برخی سایت‌های خبری اطلاعات جالبی از دانشگاه آزاد واحد آكسفورد كه مهدی هاشمی نیز به بهانه سركشی به آن به لندن رفته است منتشر كرده‌اند. بر این اساس، نام ۱۰۰ دانشجو در دانشگاه آزاد واحد آكسفورد لندن، به ثبت رسیده است كه نیمی از این تعداد هم اكنون در داخل ایران به سر می‌برند! و گفته می‌شود كه قید تحصیل در واحد لندن دانشگاه آزاد را زده‌اند.

 نیم دیگر دانشجویان نیز در دیگر دانشگاه‌های انگلیس مشغول به تحصیل هستند و ارتباطی با این واحد ندارند. نكته جالب در این میان آن است كه دانشگاه آزاد واحد لندن ۳۰ استاد دارد كه هركدام از آنها ماهیانه در حدود ۳۰۰۰ پوند به اضافه دو میلیون و پانصد هزار تومان دریافتی حقوق دارند! گفتنی است هفته گذشته فرهاد دانشجو رئیس دانشگاه آزاد اسلامی گفته بود که در شهرآکسفورد واحدی است که نه دانشجویی داشته و نه فعالیتی انجام می‌داد! 

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی همچنین گفت دولت انگلیس به دلیل تحریم ها حساب این دانشگاه را بست و در نتیجه، مأموریت همه افرادی که آنجا بودند از جمله آقای مهدی هاشمی لغو شده و به ایران بر می‌گردند. قبل از این نیز رسانه‌ها خبر از یك واحد دانشگاه آزاد دادند كه در آن 400 نفر به عنوان باغبان و خدمه فضای سبز حقوق دریافت می‌كرده‌اند!

17 اردیبهشت 1391: بعد از رایزنی‌های فراوان و تلاش دستگاهای امنیتی و قضایی وی پذیرفته به محض ورود به ایران، خود را در اختیار نیروهای امنیتی قرار دهد. گفته می‌شود، هاشمی رفسنجانی نیز پذیرفته است كه فرزندش پس از ورود به كشور دادگاهی شود.

 این درحالی است كه با توجه حجم قابل توجه پرونده‌های مستند موجود در دستگاه‌های امنیتی و مطالبه مردم برای برخورد با وی، راه اعمال نفوذ مجدد در پرونده او عملاً بسته خواهد شد.

18 اردیبهشت 1391: محمّد هاشمی رفسنجانی، عموی مهدی هاشمی: من نیز دیروز خبر بازگشت مهدی را برای محاکمه در برخی روزنامه ها و سایت ها دیدم اما اطلاعات من در حد همین شایعات رسانه ای است.

 18 اردیبهشت 1391: سایت گویا نیوز که توسط سازمان CIA   پشتیبانی مالی می شود، خبری را مبنی بر احضار مجدد مهدی هاشمی به دادگاه عالی ایالت انتاریو در کانادا برای ارائه توضیح در خصوص اتهام دست داشتن در شکنجه یک مهندس فیزیک و مشاور پروژه های نفتی به اسم "هوشنگ بوذری" منتشر نمود.

گویا نیوز در ادامه این خبر نوشت: "پیش تر مهدی هاشمی به همین اتهام به پرداخت 13 میلیون دلار غرامت محکوم شده بود ولی با ارسال شهادتنامه‌ای به دادگاه در ماه مارس 2010 از وجود پرونده‌ای علیه خود در کانادا ابراز بی‌اطلاعی کرد. 

"مستر گراهام" رئیس دادگاه، دلایل مهدی هاشمی را نپذیرفت و خواستار حضور او در کانادا برای پاسخگویی شد. بر اساس تصمیم دادگاه عالی ایالت انتاریو، مهدی هاشمی بهرمانی باید برای دریافت روادید کانادا اقدام کند و با حضور در دادگاه به پرسش‌های شاکی پرونده پاسخ دهد."

19 اردیبهشت 1391: طباطبایی گفت: من به عنوان وكیل وی هیچ اطلاعی در این باره ندارم و فعلا قرار نیست به كشور بازگردد.

وی گفت: مهدی هاشمی از ابتدای شكل گیری این پرونده آمادگی رسیدگی به آن را داشته است اما برخی مسئولین كشور اصرار داشتند وی به كشور بازنگردد.

مهدی هاشمی فرزند یکی از بزرگترین چهره های نظام است که سابقه مبارزاتی پدر و مجاهدات وی برای انقلاب بر کسی پوشیده نیست. آنچه امروز محافل رسمی قضایی کشور درباره پرونده مهدی هاشمی می گویند هم ارتباطی با شان و جایگاه پدر ندارد و مشکلاتی است که مهدی هاشمی خود راسا بانی آن بوده است و چه بهتر که در یک دادگاه رسمی به این اتهامات رسیدگی شود.
 

 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:55 | |







دلم

 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:50 | |







تنهایی تنهاترین بازمانده دلنوشته

 منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

 
 
در چشمانت خیره شوم...دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

 

 
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

 

 
سر رو شونه هایت بگذارم....

 

 

از عشق تو.....از داشتن تو...اشک شوق ریزم

 
منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم
 
بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم
 
وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم
 
اری من تورا دوست دارم
 
وعاشقانه تو را می ستایم

[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:59 | |







دلنوشته



دلم این روزها در راهی قدم دارد که انگار تمامی ندارد و درد فراق رفته ای را نمی خواهد از یاد برد خدایا چرا عاشق شدم  و عاشقانه زیستم.

خدایا نمی دونم آیا باید می ماندم یا رفتی بودم اما انگار دومین راهم برایم لبخند تو را به همراه داشت که با هزار نعمت و عشق آن را معامله نمی کنم .

دیشب خدایا چه شب وحشناکی بود 5 بار تا نزدیکتت رسیدم اما چرا خدای من دستم را نگرفتی شاید من لیاقت ان را نداشتم دیشب زمانی که فقط چشمانم همه جا را لمس می کرد و قادر به کار و حرکتی نبودم اما انگار تو هم کنار دراز کشیده بودی اصلا نمی دونستم اگر صبح را نبینم کی باید زحمت پیکر منو بکشد و این منو عذاب می داد که چرا باید نبودنم هم باعث زحمت و آزار باشد دیشب همه چیز رو باز نظاره می کردم روز های گرم با مادر بودن زجر های در قلب تنیده و روزهای عاشقانه بارانی و قدم زدن ها خدایا دلم گرفته کاش دستم را می گرفتی دیشب دلم گرفت و بغضم هه جا را برداشت حتی جانم را کاش می دانستی خیلی بهت نیاز داشتم .

خدایا دوستت دارم.

خیلی زیاد ما الان میگم شاید اصلا منو دوست نداشتی چون بهترین هامو از من گرفتی یکبار با دست خودت و اخرین بار با دست خودم .

خدایا چرا قلبم چند تکه شد اما با لحظه هایی آن را در کنار هم چیدی و بارها چیدنت را ادامه دادی تا باز قلبم را استوار کردی و باز شکست خدای من چرا باید انقدر دور و تنها باشم .

اره راست می گی اطرافم هستند انسان هایی که با من زندگی می کنند اما دشنه هر کدام تیزتر از دیگریست و تیر زهر آهگین دیشب نزدیک ترینم در کنار من قلبم را برای همیشه محو کرد ای خدای من کاش هیچ وقت نبودم همون چیزی که همه می خوان حتی بهترین کسی که خودم با دستم تقدیم وجودت کردم.

دلم بد گرفته دیشب دوست داشتم چشمانم را ببندم و به دنیا دشنام و همه را نفرین کنم اما زمانی که در کنارم جای گرفتی قلبم تهی از همه چیز شد و انگار فراموشی به سراغم آمد دیدم فقط دوستی کنار است که همیشه با من بوده یادته در اسمان همیشه کنارم قدم برداشتی در زمینم هم همینطور اما در کنار مشکلاتم فقط جای پای من مونده کجایی پس خدا اره گفتی دوستم داری و باید این زجر را با قلب و روحم تحمل کنم تا بالهای شکسته ام را برگردانی اما خدای من دیگه هیچ چیز از وجود ت نمی خوام و بدترین جاها را ازت ارزو دارم اما دیگه بر زمین قدم نزم خدایا خودت گفتی از ته قلبت ارزو کن برآورده می کنم برای هر کس آرزو کردم اجابت کردم اما برای خودم نه چرا چون جز ادم ها حساب نیستم و یا به حسابم نمی اری فقط انسان ها لیاقت عشق و هدیه و ارزوی تو رو دارن بعد عدالت را تنها در خود می بینی اری خود خواسته ای بود از سر لجبازی اما خدای من قاتل ها را بخشیدی حال که جرم من لجبازی بود چیکار کنم دیگه هر آنچه داشتم را به کسی که با من بود بخشیدم همه را حتی کوچکترین ارزنی از دنیا برنداشتم  عشقم را خود خواسته همه همه پس خدای من آرزوی این کوچک را هم استجابت کن که در سخت ترین و هولناکترین لحظات عمرش قدم برمی دارد . خیلی دوستت دارم 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:59 | |







قاصدک

 


حلالت مي كنم اما هنوزم از تو دلگيرم


تو مي خندي و من آروم تو دست گريه مي ميرم 


حلالت مي كنم اما نبايد از خودم رد شم


تو گم مي شي و من اينجا تو رو با گريه مي بخشم 


تقاص آرزوهامو كجاي قصه پس دادي 


كه از اوج پريدن ها به خاك گريه افتادي 


كجاي جاده ي پرواز چراغ راهو گم كردم 


كه بايد اينهمه تنها به سوي خونه برگردم 


حلالت مي كنم اما به ديروز تو زنجيرم 


تو رو گم مي كنم وقتي تو دست گريه مي ميرم


حلالت مي كنم اما نمي تونم كه برگردم 


تموم آرزوهامو تو دنياي تو گم كردم 


هنوزم طرحي از بارون تو عمق تلخ چشمامه


غمي هم قد روياهام تو قلب سرد دنيامه 


من از روزايي مي ترسم كه پشت مرز تقديرن


از اينكه حتي فرداهام تو دستاي تو مي ميرن 


حلالت مي كنم اما هنوزم از تو دلگيرم 


تو مي خندي و من آروم تو دست گريه مي ميرم

[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:59 | |







ارتداد نجفی

 

 

                         ...  حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد   ...                           


 

عکس شاهین نجفی نقی - کاور

پوستر جدیدترین آهنگ شاهین نجفی  با نام  “نقی” در حالی منتشر شده است که در طراحی این پوستر سراسر توهین به حرم مقدس امام رضا و ائمه (ع) است که این امر موجب واکنش های منفی در این خصوص شده است. در این پوستر با کج کردن حرم امام رضا و ائمه (ع) وتشبیه آن به سینه زن و گذاشتن کلاغ به جای کبوتر و … حرمت شکنی سنگینی علیه مذهب ما ایرانیان انجام شد و معانی اشعار این آلبوم سعی در القاء خرافه بودن این موضوع به مخاطب شده است . همچنین در شعر این آهنگ ظهور امام زمان (ع) را نیز به سخره گرفته است . شبکه BBC نیز با اقدامی کم سابقه در حمایت از این حرکت زشت برای سایتی که اولین بار این آهنگ را پخش نموده است جایزه ویژه در نظر گرفته استو آن را تابو شکنی و انقلاب بزرگ فرهنگی خوانده است .

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، به دنبال جسارت شاهین نجفی، از خواننده های رپ ایرانی مقیم آلمان به امام هادی (ع)، حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد.  آیت الله صافی از مراجع تقلید شیعه در پاسخ به استفتایی در مورد توهین شاهین نجفی به امام هادی(ع) فرمودند که چنین فردی "مرتد" است. شاهین نجفی خواننده رپ ایرانی مقیم آلمان که در اقدامی شرم آور اقدام به سرودن اشعاری توهین آمیز کرده بود با خشم مردم مسلمان جهان بخصوص مسلمانان ایرانی مواجه شد.
شعر ترانه نقی که توسط شاهین نجفی سروده شده و نیز پوستر طراحی شده برای این ترانه، سراسر توهین به مقدسات شیعه، امام زمان(عج) و انقلاب اسلامی می باشد.
در واکنش به این توهین و به دنبال خشم مردم مسلمان ایران، عده ای از مردم، صفحات مختلفی را در شبکه های اجتماعی با محتوای حمایت از امام نقی(ع) راه انداخته اند. روز گذشته نیز صفحه ای در فیسبوک با عنوان "ما سبزها بی حرمتی شاهین نجفی به امام هادی را محکوم می کنیم" تشکیل شد که این بی حرمتی را محکوم کرد. بر اساس ماده 513 قانون مجازات اسلامی، هرکسی به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء یا امامان شیعی یا دختر پیامبر اسلام(ص) توهین کند، مرتد شناخته می شود. بر اساس احکام اسلامی اگر یک فقیه جامع الشرایط با در نظر گرفتن تمام جوانب یک مسئله، حکم ارتداد فردی را صادر کند، قتل او توسط مسلمانان واجب شرعی است.
ارتداد، حکمی شرعی است و به افرادی تعلق می گیرد که به مقدسات اسلام و یا یکی از انبیاء و امامان شیعی توهین کرده باشد که به این افراد در احکام اسلامی مرتد گفته می شود.

[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:59 | |







وصیت

 



 اي كساني كه مرا دفن ميكنيد مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا همه بدانند

 

 هر چه سياهي بود كشيدم،

واما دستانم را ازتابوت بيرون بگذاريد تا همه

 بدانند

دست خالي از اين دنيا رفتم و چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند 

هميشه منتظر بودم

و لبانم را باز بگذاريد تا همگان بدانند كلمه عشق را

 پايان ندادم و در سر قبرم تكه يخي بگذاريد تا به جاي مادرم در اولين 

طلوع افتاب برايم اشك بريزد.

 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:58 | |







 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:58 | |







 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:58 | |







خسته

 دیگه خسته شدم از همه چیز حتی از عشق نفرین شده 

دیگه خسته شدن از اون چیزی که باید باشم نه اون چیزی که می خوام باشم

دیگه خسته شدم از صداها 

دیگه خسته شدم از هر چیزی که منو به عشق ختم می کنه

دیگه خسته شدم از هر چیزی که پاکی را نشون میده

کاش می شد آزاد بودم جامی از شراب در دستم و مست و مست می شدم

بی خیال از دنیا و عالم و در عالم مستی دست در دست معشوق پر می کشیدم

کاش می شد شوکران تلختر از شیرین را سر می کشیدم و چشمانم را می بستم 

کاش می شد ناخواسته بر درون گودالی هزار فرسخی سقوط می کردم و دست هایم را به نشانه رضایت باز می کردم و با نجوایی زیبا می گفتم خدایا در اغوشم بگیر 

این روزها به این ای کاش ها زیاد فکر کردم و تنها ای کاش جدیدی یافتم

دیر نخواهد بود که اغوش خدا را لمس خواهم کرد .


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:58 | |







دلنوشته

 

هر چه قفس تنگ تر آزادی شیرین تر خواهد بود.

 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:58 | |







دلنوشته

 

خدايا دلم برات تنگ شده... 

 خداي من كجايي تا ببيني من اينجا دارم تو اتيش بي وفايي ها و درد فراق بنده هات مي سوزم...

خيلي ها رو دوست داشتم ، اما فقط عاشق یکنفر شدم، ميخواستم اش،ولي نه ! تا فكر مي كردم تو مال مني

هيچ وقت، هيچ وقت به خودم اجازه ندادم اين حرفو بهشون بزنم...فكر ميكردم ميتونم دستامو تو

 دستات بگيرم و با غرور بهت بگم دوستت دارم عشق اول و اخرم خودتی خدای من  

روز اشنايي من و تو قشنگ بود ،ابي بود...اروم بود...و نرم بود با حس من!...

ميگفتي دوسم داري ولي فقط حرف بود..حرف تو هم نسيم روز من بود...دوست داشتم تا اخر عمر

توي خواب با تو بودن بودم...

يه روز ازم ناراحت شدي...

اشتباه كردي خيلي زياد...

  من سوختم..

ولي من هرچي ميرم جلوتر و به عقب نگاه ميكنم ميبينم بازم سياهه

 همه چي...تو نيستي باهام ...فقط تو رويايي با من...هر شب من پر از سكوت و تنهايي هست..

 شب تا سحر خواب از خونه ی من پر كشيده ...

 من سوختم...

 

خفه شدم...

 

 

 

ولي هيچ كس نديد حتي خودت كه بهم ميگفتي من تو رو دوست دارم که خدای من هم حضور داشت در کنارمون

 شايد حالا من بايد اين حرفو به تو بزنم...

 چرا تو رفتي؟؟

 خواستیم بریم بارها رفتیم اما انگار این خدا بود که نخواست و هنوزم نمی خواد.

 اره شايد تو حق داري ازم متنفر شي ولي من حق ندارم...

 تو حق داري منو حقير كني...

 ولي من نه...

 خيلي كوچيكم خيلي....

 انقدر كوچيكم كردي كه خودم تازه شناختم که خدای بزرگی هم بود..

 بزرگترين ارزوم مرگه...

 دلم واسه خدام تنگ شده...

 شاید هرگز نفهمی چرا تو رو که ارزشمندترین سرمایه ام بودی رو با خدا معامله کردم نه هیچ وقت نمی فهمی 

 مي خوام برم پيشش...

 شايد با دور شدن از تو به خدا نزديك بشم....

 چرا هر کی از راه ميرسه بدون اين كه بدونه که عشق چی بود راجع به من نظر ميده و پشتم حرف ها میزنه ؟!

 چون خودت می دونی چرا..

 ميگم زندكي معني نداره...

 دارن حس عشق و عاشقي رو با كاراشون خدشه دار ميكنن..

 " سخت نگير" ...

 اين تنها جمله اي يه كه اگه با کسی حرف بزنی بهت میگه ولي ...!

 مي دونم يه روزي از كارایی كه با من كردي پشيمون ميشي...

 خيلي پشيمون...

 اون روزي كه من ديگه.............

 شاید پيش خدامم...

 تو چطور تونستي منو با اين همه خاطره تو يكي از كوچه هاي قلبت جا بزاري و بسوزوني؟

 من خودمو گم كردم...

 كاش وقتي ازت پرسيدم من كي ام....

 بهم نمي گفتي  یا می گفتی نميدونم...!

 كاش بهم ميگفتي كه من خودم نيستم....

 حالا ديگه برو...برو...برو...!

 برو  خوش باش تا هميشه...

 ببینم دیگه احساس گناه میکنی دیگه کسی  می تونه اندازه من دوستت داشته باشه...

 یا می تونی دلی رو اینطور نابود کنی یا حرفاتو با همه تلخیش دوست داشته باشه و همیشه بخنده تا بخندی ....

 منم توي يكي از صفحات قلبم كه اسمت را با مداد سفيد

 بر روي قلب سياهم نوشته بودم برای همیشه نگه می دارم ....

 كاش تو به من ميگفتي كه "  من آسماني ام ." ...

 ولي ....!

 خستم ديگه به اخر خط رسيدم...

 تو هم با من مثل بقيه بودي ...

 اره فقط يه ادمك بودم واسه  دلت وميخواستي فقط باشم شاید ولش کن .....

 بگم اوني كه ميدوني...

 بگي كه من .....

 اره خيلي سخته ،

 تو نمی تونی و نتونستی اون عشق پاکو برام معنی کنی

 نه نتونستی..

حال با سكوت روي قلبم مينويسم"اي تنها، توحالا  آسماني هستي..."

 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:58 | |







خداحافظی خاله شادونه

 تماشا: عصر پنجشنبه 21 اردیبهشت در جشنی که در خرمدره با حضور عوامل برنامه «باغ شادونه» برگزار شد، هنگام خروج بچه ها از سالنی که مراسم جشن در آن برگزار می شد، به دلیل ازدحام جمعیت سه کودک کشته و هفت نفر مجروح شدند.

 



 ملیکا زارعی، مجری برنامه «باغ شادونه، در پیامی درگذشت سه کودک را در خرمدره تسلیت گفت. متن پیام تسلیت ملیکا زارعی به شرح زیر است: «برای کسی که بیش از نیمی از زندگی خویش را در راه خوشنودی و شادی کودکان سرزمینش سپری نموده و روزها و شب های خود را جز با عشق کودکان با واژه دیگری نیامیخته، چه فاجعه ای سهمگین تر از درگذشت ناگهانی سه کودک معصوم و چه خبری دردناک تر از این فاجعه تلخ و غمبار بعد از شور و شادی برنامه ای است که با حضور من به پایان رسیده! من به دلیل عدم تخصص در امور مربوط به چگونگی برقراری نظم در ورود و خروج افراد از سالن های برگزاری نمایش و جشن، نمی دانم چرا و چگونه این اتفاق دردناک هنگام خروج از سالن شهدای خرمدره رخ داد، اما همواره با خود زمزمه می کنم ای کاش آن هنگام من نیز در سالن حضور داشتم تا با فداکردن جان خود مانع وقوع این حادثه دلخراش می شدم و حالا بعد از یک دنیا آه و افسوس، پس از گذشت دو روز از شنیدن خبر درگذشت عزیزان دلم، نگار صالحی، بهاره شادمهر و مهدی مولایی در حالی که نفس در سینه ام حبس شده و تلخی این فاجعه دم و بازدم را برایم رنج آور ساخته، بر آن شدم، اشک را جوهر قلم خویش نمایم و با قلبی اندوهناک وقوع این حادثه دلخراش به خانواده های صالحی، شادمهر و مولایی و مردم خوب و محترم شهرستان های خرمدره و ابهر و به مردم کشورم که همیشه در این سال ها کنار من بوده و عشق به کودکان شان خون را در رگ هایم جاری ساخته، تسلیت گفته و در انتها از کودکان و عزیزانم می خواهم تا بهبود احوال روح و جانم اجازه دهند، از همراهی با گروه برنامه سازم، معذور باشم. تصویر معصومانه تان برای همیشه در قلم حک شد».

 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:58 | |







 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:57 | |







دلنوشته

 

 فقط می دونم از شدت تنهایی دلم داره آتیش میگیره

کاش خدا فقط کمی از دردم کم کنه

تا فقط بتونم نفس بکشم 

خدایا برای دوست داشتنت عشقمو تقدیمت کردم

حال خدا کی منو از زمین جدا می کنی 

دوستت دارم.


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:57 | |







پرستار یعنی

  

"پ"به پروانه پر سوخته از آتش عشق

"پ" به پیمان به خون بسته میان تو و دل

 "پ"به پیوستن بادرد بشر

"پ"به پرواز وفای تو به تنهایی شب

"پ" به پایان سکوت

واژه ساده و زیبای پرستار، جه نام دارد؟

"ر" به روئیدن مهر از دل تو

"ر" به رفتن ز پی خدمت خلق

"ر" به رفتار نکوی تو ،به من

"ر" به رخشندگی چهره خندان شما

"ر" به راهی که تقدس در اوست

آری ،آری

واژه ساده و زیبای پرستار، جه نام دارد؟

"س" به سرمایه عمر تو که در پای بشر می ریزی

"س" به سودای تو در عرصه عشق

"س" به این سادگی نام پرستاری تو

"س" به آغاز سفر،سفری جانب تیمار دل خسته خلق

"س" به سرخی دو صد سیلی رخساره تو

"س" سر آغاز سلامت باشد

آری ، این واژه زیبای پرستار پر از معنا نیست؟

"ت" به تنهایی تو در دل شب

"ت"  به تفریح تو در خدمت بی منت خویش

"ت" به تاریخ درخشان تو در عرصه جنگ

"ت" به تصویر پرستار ، به یک شاخه گل

"ت"به تسلیم وجود تو به درگاه خداوند جلیل

آری این واژه جانبخش پرستار ،پر از زیبایی است

"الف" به آرامش جانها ز تسلی شما

"الف" به آئینه پاک دل تو

"الف" به آسانی خوش دل بودن

"الف" به آزادی و ایمان و به ایثار شما

"الف" به اندیشه آسوده معنای تو

"الف" به آیات خدایی که تو یک ز آیاتی

آری این واژه زیبای پرستار چه معنا دارد؟

"ر" به روئیدن مهر از دل تو

 "ر" به رفتن ز پی خدمت خلق

"ر" به رفتار نکوی تو ،به من

"ر" به رخشندگی چهره خندان شما

"ر" به راهی که تقدس در اوست

آری این معنی اندک همه در لفظ پرستار ،تجلی دارد

من به توصیف پرستار از این واژه کم دلگیرم

بیش از این از تو پرستار سخن باید گفت

از تو بیش از همه می شاید گفت

لیک من نتوانم


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:57 | |







آتش

 دلا تاکی اسیر یاد یاری؟

زهجر یار تا کی داغ داری؟

بگو تا کی به شوق روی لیلی

چو مجنون پریشان روزگاری؟


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:57 | |







خواب (دلنوشته)

 دیشبم باز خوابم تکرار شد اما نه اینبار برای من دیگه هیچ اهمیتی نداره اگه قبلا شال و کلاه می کردیم و می رفتیم اما اینبار هرگز چون اینبار پای خودم در میانه و کاش زود خوابم تعبیر بشه و منم به آرزوی خودم بعد از سالها برسم احساس خستگی و احساس تنهایی دیونه ام کرده فرای اونا ضعف بدنی و مریضی ام توی این چند روز خوب منو تو تنگنا گذاشته همون دیشب بود که دیگه نفسم بالا نمی اومد به هر حال باید کم کم اماده بود من معامله ای با خدای خوبم کردم  که بدونه خودشو بیشتر دوست دارم حتی جلوتر از زمان موعود امانت اش رو پس دادم خیلی زودتر به هر حال دل شکستگی و تنهایی هم عالمی داشت و زخم های دلی که هیچ گاه ترمیم نشد و هرکسی باز به هر بهانه ای روی زخم های قبلی رو با بی رحمی نشانه رفت و شاید حرف ها و حدیث هایی  که هیچ گاه فراموش نشد و نخواهد شد به هر حال اگه عاشق باشی باید تاوان مجنونی رو بدی حتی اگه لیلی رویاهات کوچکترین علاقه ای هم بهت نداشته باشه یا نداشته خدای من دوست دارم خودت می دونی چرا پس خدای مهربانم خیلی دوستت دارم .

 

 

وصیت می کنم وقتی که مردم

 

   مرا در قبر عشق خاکم نمایید

 

      به جای دسته گل بر روی قبرم

 

         درخت لیلی و مجنون بکارید

 

            عزیزی توای زیبا نگارم

 

               بیا با مهربانی بر مزارم

 

                  سر قبر من محزون گذر کن

 

                     که من در زیر خاک چشم انتظارم

 

                        به دنبال دفترچه ی خاطراتت

 

                           دلم گشت هر گوشها ی در سر راهت

 

 



[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:56 | |







 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:55 | |







تنهایی

 تنهایی را زمانی باید احساس کرد که بر بام یک خانه هزار متری باشی و تنها یه قدم با سقوط فاصله داشته باشی این همان تنهایی غریبی ایست که فقط می توان از درون خدا را صدا کرد.                        sajjad


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:55 | |







دلنوشته

 

بارونو دوست دارم هنوز

چون تو رو یادم میاره
حس میکنم پیش منی
وقتی که بارون میباره

بارونو دوست دارم هنوز
بدون چتر و سرپناه
وقتی که حرفای دلم
جا میگیرند توی یه آه

شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون 

بارونو دوست داشتی یه روز
تو خلوت پیاده رو
پرسه پاییزی ما
مرداد داغ دست تو

بارونو دوست داشتی یه روز
عزیز هم پرسه ی من
بیا دوباره پا به پام
تو کوچه ها قدم بزن

 شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون

 

آهای خدای مهربون

دلم گرفت از این روزا ، از این روزای بی نشون

از این همه دربه دری ، از گردش چرخ زمون

دلم گرفت از آدما ، از آدمای مهربون

از این مترسکای پست ، از هم دلای هم زبون

تو هم که بی صدا شدی ، آهای خدای آسمون

آهای خدای عاشقا ، تویی فقط دل خوشیمون

آره د لم خیلی پره ، از غم های رنگ ووارنگ

از جمله ی "دوست دارم" ، دروغای خیلی قشنگ

دلم گرفت از این روزا ، از آدمای مهربون

از تو که باما نبودی ، از اون خدای آسمون

از اون خدای آسمون

 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:55 | |







 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:54 | |







قطره اشک فرشته

 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:54 | |







 

 

افزایش کشته های برنامه خاله شادونه/محل حادثه پلمب شد62 

حوادث - در پی کشته و زخمی شدن چند کودک، سالن ورزشی 3 هزار نفری خرم‌دره پلمپ شد ومدیر برنامه خاله شادونه و مسئول سالن بازداشت شدند.

مظاهر ریاسوند- فرمانده نیروی انتظامی خرم‌دره- از بازداشت دو نفر در حادثه دیروز اجرای برنامه خاله شادونه خبر داد و با اشاره به حادثه دیروز ورزشگاه 3 هزار نفری خرم‌دره به فارس گفت: در پی وقوع این حادثه دو نفر بازداشت شده‌اند. مدیر برنامه و نیز مسئول سالن از بازداشت شدگان هستند.
فرمانده نیروی انتظامی خرم‌دره علت وقوع حادثه را تجمع جمعیت و عدم کنترل این موضوع در داخل سالن عنوان و ابراز داشت: نیروهای انتظامی در بیرون از سالن ترافیک اطراف محل اجرای برنامه را هماهنگ می‌کردند.
سالن ورزشی 3 هزار نفری خرم‌دره پلمپ شد
در پی کشته و زخمی شدن چند کودک در اجرای برنامه خاله شادونه، ورزشگاه 3 هزار نفری خرم‌دره پلمپ شد. گفتنی است، عصر دیروز در محل اجرای برنامه خاله شادونه در سالن ورزشی 3 هزار نفری خرم‌دره، هفت نفر کشته و مجروح شدند.
فرماندار خرم‌دره با بیان اینکه ظرفیت سالن 3 هزار نفر بوده ولی بیش از 4 هزار نفر وارد سالن شده‌ بودند، به فارس گفت: این سالن دو درب خروجی دارد که هنگام خروج ازدحام تماشاگران موجب ایجاد حادثه شده است.
رحیم نوری پور با بیان اینکه هفت نفر در این جریان دچار حادثه شده‌اند تصریح کرد: در این حادثه یک کودک هفت ساله جان خود را از دست داد. وی با بیان اینکه یک نفر نیز در کما به سر می‌برد، افزود: حال چهار نفر از حادثه دیدگان نیز وخیم گزارش شده است.

افزایش کشته های برنامه خاله شادونه 
عزیز رسولی -رئیس بیمارستان بوعلی سینا خرمدره- به مهر گفت: یکی از دو نفر مجروحان حادثه برنامه خاله شادونه که به دلیل وخامت و شدت صدمات وارده به بیمارستان آیت الله موسوی زنجان منتقل شده بود فوت کرد. این مصدوم دختر بچه ای شش ساله است که به دلیل شدت جراحات وارده شده و ضربه مغزی صبح روزجمعه فوت کرد.
وی با اشاره به علت وقوع حادثه ادامه داد: بعد از اطلاع به اورژانس آمبولانس های اورژانس به محل حادثه اعزام شدند که دو نفر از مصدومان بدون علائم حیاتی به بیمارستان منتقل شدند هرچند اقدمات احیا بر روی آنها صورت گرفت ولی نتیجه ای در بر نداشت.
رسولی افزود: بر روی دو نفر از مصدومان حادثه نیز لوله گذاری و تنفس با دستگاه انجام شد و چون ضربه مغزی شده بودند به بیمارستان آیت الله موسوی منتقل شدند که یکی از این دو مصدوم صبح امروز فوت کرده ولی مصدوم دیگر به هوش آمده است. وی شرایط چهار مصدوم بستری شده در بیمارستان بوعلی خرمدره را رضایت بخش عنوان کرد.
با افزوده شدن یک نفر دیگر به آمار کشته شدگان، تعداد کشته های برنامه خاله شادونه به چهار نفر رسید و در حال حاضر وضعیت یک نفر از مصدومان بستری شده در بیمارستان آیت الله موسوی زنجان وخیم گزارش شده و همچنین چهار مصدوم دیگر در بیمارستان شهر ابهر بستری هستند.
پنج شنبه بر اثر ازدحام برای خروج از محل اجرای برنامه خاله شادونه در خرم‌دره، چهارکودک کشته شدند و یک کودک در حالت اغما است. 


[+] نوشته شده توسط sajjad در 23:53 | |



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 صفحه بعد